چه کسی ما را کشت؟!
بدخیال خوشیست، میدانم اما چارهای هم نیست انگاری! فکرش هم با خندهای گزنده کام دلم را چه بد تلخ میکند اینروزها!
درست اینروزها که به فکر جستوجوی حضرات "عمار" خو بودم، عمار پیدا نکرده باید به دنبال جناب "مختار بن ابی عبید ثقفی" باشم!
---
کجاست دست مردی از جنس مختار بن ثقفی که شمشیر انتقام قاتلین حسین را در کاروان زمان تنها به مشت گرهخورده مرگ بر ... و حضور در یک راهپیمایی به حق، تیز و خلاصه نکند؟!
کجاست مردی که نهراسد از آنچه که با بصیرتش، حق ستم به ولایتمداری را بیهیچ تردیدی از حریصان و "سردمداران سازندگی و اصلاحات" قدرت و ثروت باز پس گیرد؟!
کجاست آنکه نه تنها میگرید بر خونی که به ناحق از ثارلله ریخته شد که علاج این عمق مصاباً بمصیبته مصیبة ما اعظمها و اعظم رزیتها فی السلام و فی جمیع السموات و الارض را با خون به قصاص مینشیند؟!
... کجاست جناب مختار بن ابی عبید ثقفی؟!
کوفیان با مشاهده کاروان اسراء، منقلب شده و شروع به گریه و زاری نمودند و نوحهها سردادند، در این حال امام سجاد؛ علی بن الحسین – علیهالسلام – فرمودند: "آیا این شما هستید که نوحهسرایی میکنید و گریه سر دادهاید، پس چه کسی ما را کشت؟!"
لهوف- سیدابن طاووس – نقل 231
*مختارم آرزوست!
گاهی خلوتها - اگر - خلوتتر شوند نیاز به خلوتکدهای پیدا میشود که اهالیاش اهل شده باشند و به تبع آن در خلوت آنکه اهلش شدهاند بزیند. حالا چه در خواب و چه در بیداری. که خواب فرا رفتن از واقعیت است و هم سو شدن با رویاهایی که بعضیهایشان گم شدههای آدم هستند. وقتی که بند ننویم را میبستند کسی در گوشم زمزمه میکرد " قامت السموات بالعشق " او میتوانست عاشق خوبی باشد اما در خوابها گم شد ...